در بحث پیرامون گردشگری، موضوعی که همواره از سوی دستاندرکاران این صنعت به ویژه در بخش دولتی مطرح بوده توجه به کمیت گردشگران یا تعداد آنان است، در حالی که کیفیت حضور یک گردشگر از کمیت آن واجبتر است، چراکه به ایجاد فرصتهای شغلی، مطرح شدن جامعه میزبان و ایجاد فرصتهای توسعه و پیشرفت، بهبود ساختارهای زیربنایی و تشکیلات اصولی منطقه و همچنین افزایش منابع مالی و کمک به اقتصاد جوامع محلی منجر میشود. این حضور کیفی خود نیازمند بسترسازی و ایجاد زیرساختهای مناسب در راستای پاسخگویی به نیاز گردشگران اگرچه در تعداد اندک است و تا زمانیکه شرایط مناسب برای تامین زیرساختهای کیفی گردشگری فراهم نشود، کمیت گردشگران نیز در حالتی ایستا خواهد ماند و تغییر رو به رشدی را تجربه نخواهد کرد.
مناسبترین مثال در این رابطه ورود گردشگران مذهبی به کشورمان است که آمار آنان به مراتب بیشتر از گردشگران فرهنگی و تاریخی است، در حالی که علت سفر این گردشگران پایبندی به اعتقادات مذهبی بوده و از این رو تحت هر شرایطی و با بهرهمندی از حداقل امکانات نیز به ایران سفر میکنند، در حالی که درآمد اقتصادی کشورمان از این حجم انبوه گردشگران مذهبی درآمد بالایی نیست. اما اگر بخواهیم در سطح بینالملل نیز به مقایسه بپردازیم، فرانسه و امریکا نمونههای خوبی در این زمینه هستند. در شرایطی که بنابر اعلام سازمان جهانی جهانگردی، فرانسه به عنوان نخستین کشور موفق در جذب گردشگر در دنیا شناخته شده و از بیشترین تعداد گردشگران بینالمللی برخوردار است، اما ایالات متحده امریکا بهرغم برخورداری از تعداد کمتر گردشگران در مقایسه با فرانسه، اما از نظر سطح درآمد حاصل از گردشگری مقام اول دنیا را از آن خود کرده است.
حاصل سخن آنکه، بالا بودن آمار گردشگران نباید ملاک رونق گردشگری یک مقصد باشد، چراکه الزاما بازدهی مالی مناسبی را برای منطقه میزبان به دنبال نخواهد داشت و شاید اثر مخربی نیز به ویژه برای جوامع محلی به دنبال داشته باشد. آنچه در گردشگری باید مورد توجه قرار گیرد، برابری سطح خدمات گردشگری با تعداد گردشگران و بازدهی مناسب مالی برابر با کمیت حضور گردشگران برای یک منطقه است. مناسب بودن سطح خدمات ارائه شده به گردشگران است که به نوعی موجب اطمینانبخشی به گردشگر نسبت به مقصد سفر میشود و زمینه بازگشت دوباره او را به یک منطقه فراهم میآورد. طبیعی است گردشگری که با آگاهی و هدفمند و نه صرفا از روی پایبندی به اعتقادات مذهبی یک منطقه را بارها به عنوان مقصد سفر خود انتخاب میکند، در مقصد مورد نظر به شکل هدفمند هزینه کرده و از این رو منجر به درآمدزایی جامعه میزبان میشود. بنابراین باید این طور نتیجه گرفت که بهرغم رویکرد نادرستی که در بخش گردشگری کشور و در حوزه جذب گردشگر حاکم است، اولویت اصلی در صنعت گردشگری باید درآمدزایی از طریق این صنعت به دنبال کیفیت حضور گردشگران باشد و نباید صرفا با هدف بالا بردن آمار، کیفیت را فدای کمیت کنیم.









