یکی از موضوعات طرح شده طی سالهای اخیر در مبحث گردشگری موضوع «کافهگردی» است. این روزها، افزایش روزافزون فعالیت انواع کافهها، خود حاکی از بازار پررونق کافهنشینی است و از آنجا که کافهداری از جذابترین شغلهای روز دنیا به شمار میآید، بیشک یکی از دلایل کافهنشینی نیز تاثیرپذیری از همین موضوع بوده است. کافه که شکلگیری آن در کشورمان محصول برخورد ایران با مدرنیته به شمار میرود، مکانی است برای گپوگفتهای افرادی از طبقات اجتماعی گوناگون که در آنجا گردهم میآیند، چیزی میخورند، نوشیدنی مینوشند و اوقاتی میگذرانند؛ همان کارکردی که شکل سنتی آن را در سالهای دورتر در «قهوهخانهها» شاهد بودیم؛ عنصر فرهنگی که نقش اجتماعی آن به دلیل رونق کافهنشینی به عنوان الگوی جدیدِ رفتاری و تقلیدی در راستای رویکرد گرایش به غرب، طی سالهای اخیر کمرنگ شده است و کمکم میرود که رو به فراموشی سپارد؛ از این رو احیای آن به عنوان «کافه ایرانی» ضرورتی درخور توجه است.
قهوهخانه که رَدِ آن را باید در دوره صفوی سراغ گرفت و توسعه آن را به دوره قاجار رساند، در گذشته مکانی برای گپوگفتهای افرادی از طبقات اجتماعی گوناگون بود که به هنگام فراغت از کار در چنین اماکنی گردهم میآمدند و علاوه بر گفتوشنود با دیگر همصنفان و اهل محل و نوشیدن قهوه، چای و انواع شربتهای سنتی ایرانی، اوقات فراغت خود را با گوشسپردن به داستانهای حماسی در قالب نقالی و پردهخوانی پُر میکردند.
قهوهخانهها که با توجه به نیاز جامعه آن زمان ایران شکل گرفته بودند، در مسیر تکامل خود همواره در شکلگیری و تثبیت بخش مهمی از خردهفرهنگهای اجتماعی و سنتها و رسومِ مردمی، تاثیرگذار بودهاند که برای نمونه میتوان به زندهماندن پارهای از بازیها همچون تُرنا بازی، تقلید، فن شعرخوانی، رسم گلریزان برای دستگیری از نیازمندان و نظایر آن اشاره کرد. علاوه بر این، آداب قهوهخانهنشینی و قهوهخانهگردانی و همچنین نوشیدنیها و خوراکهایی که آن زمان در قهوهخانهها عرضه میشد نیز از پشتوانه و جایگاه فرهنگی بالایی برخوردار و از منظر مطالعات مردمشناسی حائز اهمیت است.
روی سخن آنکه قهوهخانهها به عنوان نمونهای از کافههای ایرانی و برخوردار از اصالتی تقریبا چهارصدساله میتوانند در کنار انواع کافهها و کافیشاپهای غربی، برای استفاده عموم مردم در سطح کشور احیا و فعال شوند تا با تدارک برنامهها و نمایشهای فرهنگی خاصِ قهوهخانهای حتی به صورت نمادین، انسانهای عصر امروز را به دهههای گذشته بازگردانده، سنت فرهنگیاجتماعی قهوهخانهنشینی را بار دیگر زنده کرده و به این طریق حال و هوای گردشگری را دگرگون سازند. بیشک توجه به احیای قهوهخانهها در مراکزی چون هتلها، بازارهای سنتی و مراکز خرید به عنوان کافههای ایرانی از منظر معرفی به گردشگران خارجی نیز موضوع حائز اهمیتی است و میتواند به عنوان جاذبهای در بخش خدمات پذیرایی مطرح شود؛ فضاهایی که کارکردی متفاوتتر از سفرهخانههای سنتی داشته باشند و صرفا به ارائه نوشیدنیهای ایرانی بپردازند و با احیای سنتهای وابسته و برخاسته از قهوهخانهها چون آیینهای نمایشی و فنون قهوهخانهگردانی گوشهای از فرهنگ ایرانی را به گردشگران خارجی معرفی کنند.
یادداشت از فرشید کریمی









