سالهاست موضوع گردشگری کودک به عنوان شاخهای از توریسم در بسیاری از کشورهای توسعهیافته مورد توجه قرار گرفته است که با رویکردهای متفاوتی صورت میگیرد؛ تالیف و انتشار انواع کتاب و راهنمای سفر برای کودکان در کنار راهاندازی موزههای مخصوص آنها مانند انواع موزههای اسباببازی در بسیاری از کشورها تنها بخشی از این اقدامات است. موضوع گردشگری کودک و فعالیت در این زمینه چند سالی است در کشورمان ایران نیز مطرح شده است. این فعالیتها بیشتر به برگزاری تورهای گردشگری برای کودکان و در مواردی با حضور والدین محدود میشوند؛ تورهایی که صرفا با هدف پُرکردن اوقات فراغت آنان توام با ارائه مطالب آموزشی، از سوی موسسات گردشگری گوناگون تعریف شدهاند.
بازاری جهانی برای گردشگری کودک
این دقیقا همان اقدامی است که سالهاست در قالب برگزاری تورهای علمی و آموزشی از سوی مدارس مورد توجه قرار گرفته است و چنانچه قرار بود بر روند آموزش کودکان در ارتباط با مقوله گردشگری و سفر تاثیرگذار باشد، باید پیشتر از اینها نتیجه آن را میدیدیم، در صورتیکه چنین نبوده است. در حوزه گردشگری کودک مهمترین موضوعی که باید به آن توجه داشت، فرهنگسازی جامعه و در ابعاد کوچکتر آن خانوادهها نسبت به تعریف جایگاه کودک در سفرهای خانوادگی است، چراکه از یکسو امکان حضور در تورهای گردشگری و سفرهای چند روزه برای تمامی کودکان فراهم نیست و از سوی دیگر اغلب خانوادهها به دلایل گوناگون تمایل زیادی برای شرکت در این تورها از خود نشان نمیدهند؛ اینجاست که میتوان به نقش تاثیرگذار خانوادهها در شکلدهی سفرهای خانوادگی هدفمند برای فرزندان خردسالشان پیبرد.

اینگونه سفرها زمانی هدفمند خواهند بود که کودکان نیز به عنوان بخشی از مخاطبان سفر مورد توجه قرار گیرند و والدین بکوشند در جریان سفر، تمامی جاذبهها و فعالیتها را در حد فهم و سن کودک خود، کودکانه کنند تا از این طریق، کودک نیز بتواند از لذتی شیرین بهرهمند شود. همسو با این فرهنگسازی، کودکان نیز باید از آموزشهای لازم برخوردار شوند. آموزشهایی که آنها را نسبت به اصول اولیه سفر و همچنین چگونگی حضور در سایتهای گردشگری آگاه کرده و کمک میکند تا ذهن کودک نسبت به هریک از عناصری که در جریان سفر با آن آشنا شده و میتواند برای او جنبه تفریحی و آموزشی داشته باشد، به چالش کشیده شود.
بیشک مهدهای کودک و مدارس در این زمینه نقش تاثیرگذاری خواهند داشت. برنامهریزی در مقوله سفر کودکان باید به گونهای باشد تا خانوادهها بتوانند با بهرهگیری از حداقل امکانات نیز شرایط سفری هدفمند و توام با آموزش و تفریح را برای فرزندان خود فراهم آورند. در چنین شرایطی است که نگاه کارشناسانه به مقوله گردشگری کودک میتواند فرهنگ سفر را در هر کشوری ارتقا دهد، چراکه کودکان آیندهسازان هر جامعهای هستند و توسعه صنعت گردشگری برای هر کشوری نیز در گرو آموزش افراد از دوران کودکی است تا از سنین پایین با مقوله سفر و گردشگری و ضرورت آن برای هر جامعهای آشنا شده و از این طریق بتوانند در سالهای جوانی گردشگرانی هدفمند و برنامهریزانی مناسب در خدمت این صنعت باشند.
یادداشت از فرشید کریمی








