نوروز بزرگترین جشن ملی در کشورهای فارسیزبان، از دوران باستان تاکنون با صلابت پایدار مانده است. دلیل این امر را میتوان در آداب و رسوم وابسته به آن جستوجو کرد؛ همچون اجرای آیینهای نمایشی نظیر کوسه، حاجی فیروز، عمو نوروز، میر نوروزی، چهارشنبهسوری، قاشقزنی، پخت سمنو و تهیه خوراکهای نوروزی، برپایی هفتسین و سیزدهبدر و نظایر اینها که خود موجب شکلگیری خردهفرهنگهای بیشمار در محدوده جغرافیای نوروز شده است. ردپای نوروز در اساطیر، تاریخ، متون، سفرنامهها، شعر و ادب پارسی، موسیقی و هنرهای نمایشی نیز به مراتب دیده میشود. علاوه بر این، ثبت جهانی نوروز به صورت مشترک با 12 کشور که موجب ثبت 21 مارس (اول فروردین) به عنوان روز بینالمللی نوروز شد، خود حاکی از جایگاه والای این رسم دیرپا در نزد فارسی زبانان است. نوروز در برخی از کشورهای فارسی زبان هر ساله به بهترین شکل ممکن مورد توجه قرار گرفته و برنامههای ویژهای برای آن تدارک دیده میشود؛ برنامههایی که تلاش دارند تا با اجرای آیینهای مرتبط با نوروز که در طول هزاران سال به وجود آمده و اغلب تا امروز نیز حفظ شدهاند، گردشگران بسیاری را از کشورهای مختلف به سوی خود جذب کنند. رویکردی که جدا از مبحث درآمدزایی اقتصادی از طریق جذب گردشگر، بازتاب رسانهای آن، خود زمینهساز انتقال آیین نوروز و رسوم مرتبط با آن به کشورهای دیگر و آشنایی مردمان سایر مناطق با این رسم بهاری شده است؛

کما اینکه به دلیل فرآیند گسترده مهاجرتها، امروزه نوروز در برخی از پایتختهای بزرگ دنیا نیز کاملا شناخته شده و مورد توجه قرار گرفته است. بهرغم پشتوانه تاریخی و مولفههای غنی اجرایی موجود در پس نام نوروز، به نظر میرسد توجه به این آیین کهن در مرزهای ایران امروزی گرفتار نوعی روزمرگی شده و از اصالت فرهنگی خود فاصله گرفته است، به طوری که بخش عمده آیینهای استقبال از نوروز در دوره گذار از سنت به مدرنیته و فرآیند جهانی شدن رنگ باخته و پارهای از آیینها نیز هویت اصلی خود را از دست داده و گرفتار نوعی بیهویتی شدهاند. از آن نمونه میتوان به شخصیتهایی چون حاجیفیروز و عمونوروز اشاره کرد؛ شخصیتهایی که میباید نمادی از برکتدهی و شادیبخشی برای مردم به ویژه کودکان باشند، امروزه به نقابی برای تکدیگری درآمدهاند و طبیعی است که فلسفه وجودی آنان به ذهن کودکان چندان خوش نخواهد نشست. این در حالی است که بررسی نوروز و مولفههای فرهنگیاجتماعی آن بیانگر ظرفیت بالای این آیین باستانی برای احیا، تداوم و گسترش در عرصه جهانی است. از این رو میتوان با تکیه بر مولفهها و ارزشهای موجود به معرفی این آیین ایرانی به جهانیان پرداخت تا بدین وسیله زمینه پایداری آن بیش از گذشته و در خارج از مرزهای کنونی کشور فراهم شود؛ رویکردی که بیشک تحقق آن نیازمند تعامل هرچه بیشتر کشورهایی است که جشن نوروز به عنوان آیینی ملی و یا منطقهای در آنجا مورد توجه قرار دارد. از سوی دیگر برپایی و احیای آیینهای نوروزی در سطح ملی و برنامهریزی شده با هدف جذب گردشگران خارجی به کشورمان ایران در ایام نوروز نیز راهکاری مناسب در این زمینه به شمار میرود.
یادداشت از فرشید کریمی








