گردشگری

گردشگری برای همه، از شعار تا عمل

۲۳ شهریور ۱۴۰۴

شعار سال 2016 سازمان جهانی گردشگری «گردشگری برای همه، ارتقا و دسترسی جهانی» بود و بر سه محور کودکان، سالمندان و معلولان تاکید داشت؛ اما دلیل این تاکید چیست؟ در بیش از نیمی از سفرهایی که به صورت خانوادگی صورت می‌گیرد کودکانی حضور دارند که صرفا پدر و مادر را در این سفرها همراهی می‌کنند و هیچ بهره آموزشی در طول سفر عاید آنان نمی‌شود؛ در جریان سفر چیزی یاد نمی‌گیرند و یا در بیشتر موارد والدین قادربه پاسخ دادن به سوالات فرزند خود نیستند. از سوی دیگر به‌ دلیل افزایش جمعیت سالمندان در جهان، توجه به گردشگری سالمندان نیز ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است؛ چراکه سالمندان به‌ دلیل سپری کردن دوران بازنشستگی از یکسو و از سوی دیگر نیز به‌ دلیل تنها بودن به واسطه مرگ همسر و جدا شدن فرزندان، نسبت به دیگر اقشار جامعه آسیب‌پذیرتر هستند. از این رو سفر می‌تواند عاملی تاثیرگذار بر کیفیت زندگی این افراد باشد. توسعه امکان سفر افراد معلول از دیگر رویکردهای این شعار است، موضوعی که در برنامه‌ریزی‌های گردشگری حتی در عرصه بین‌الملل نیز کمتر مورد توجه قرار گرفته و سازمان جهانی گردشگری را بر آن داشته تا روی این موضوع تاکید کند. سازمان جهانی گردشگری با انتخاب این شعار از تمامی کشورهای عضو این سازمان خواسته است تا با مناسب‌سازی امکانات و زیرساخت‌های گردشگری، زمینه بهره‌مندی افراد سالمند و معلول را از خدمات‌ گردشگری فراهم آورده و ضمن آن امکان سفر بهینه و آموزنده را برای کودکان ایجاد کنند؛

گردشگری
گردشگری

چراکه در غیر این‌صورت، سفر برای بسیاری افراد می‌تواند فرآیندی کاملا دشوار باشد. این سازمان امیدوار است با انتخاب این شعار، موضوع فراگیر شدن گردشگری برای تمامی انسان‌ها مورد توجه قرار گیرد. اما به راستی چه میزان همگانی بودن سفر در کشور ما مورد توجه است؟ پرواضح است که گردشگری در ایران هنوز برای افراد عادی نیز از زیرساخت‌ها و کیفیت مناسب برخوردار نیست چه برسد به کودکان، سالمندان و افراد معلول. فقدان مسیرهای گردشگری، نبود زیرساخت‌ها و امکانات مناسب گردشگری کودک در سایت‌های گردشگری، نبود امکانات مناسب برای سالمندان که دچار محدودیت‌های جسمی و حرکتی هستند و همچنین نبود زیرساخت‌های مناسب برای افراد معلول به ‌ویژه معلولانی که دچار عارضه‌های بینایی و شنوایی هستند، معضلی است که گردشگری کشور با آن رو‌به‌رو است و تاکنون نیز هیچ گام موثری در راستای فراهم آوردن شرایط مساعد سفر برای این افراد برداشته نشده است. موزه‌ها نمونه‌های مناسبی برای اشاره به ‌فقدان‌های موجود هستند و از آنجا که بیشتر موزه‌ها دارای بناهایی تاریخی بوده یا در بناها و خانه‌های قدیمی راه‌اندازی شده‌اند، از حداقل امکانات برای این گروه‌ها برخوردارند. مثلا در ایران نمی‌توان موزه‌ای را سراغ گرفت که امکان بازدید حسی را برای گردشگر نابینا فراهم آورده باشد؛ به طوری که گردشگر نابینا بتواند با لمس یک شی به درک و شناختی مناسب از آن دست پیدا کند. با توجه به آنچه گفته شد انتظار می‌رود مسئولان گردشگری کشور با برنامه‌ریزی دقیق و هدفمند‌تر در راستای تحقق شعار سال 2016 سازمان جهانی گردشگری گام بردارند و برنامه‌های آنان در راستای توسعه گردشگری صرفا به ‌منظور رفع تکلیف نباشد؛ چراکه تا زمانی که گردشگری داخلی رونق نگیرد نباید انتظار رونق گردشگری ورودی را داشته باشیم.

یادداشت از فرشید کریمی

http://www.farshidkarimi.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *